استخر بودیم

خرید بک لینک
سلام

چطورین خوبین؟

صب ساعت نزدیک یازده بیدار شدم البته دیر بود آخه چند روز هس زود بیدار می شم.دیدم مریم و حمیده حیاط ما هستن و مبل هایشان را میشویند.بعد رفتن آنها من ساعت سیزده به استخر رفتم مینا هم اس ام اس داد و گفت میریم استخر بیا.استخر خوش گذشت.الهام هم ساعت پانزده می شد آمد چون کارمند هس دیر اومد.تا ساعت ۱۷ استخر بودیم

که الان به خونه رسیدم الهام هم با من اومَد و از کوچه ما به خانه یشان رفت.امروز به بدنسازی نرفته بودیم و همگی استخر بودیم.چند مدتیه هرموقع از استخر بر می گردم احساس سوزش می کنم تو سرم و خوابم می بره.الان بخاری را روشن کردم البته رو شمعک بود.دیروز بخاری گذاشتیم چند روز بود هوا سرد و مه آلود بود اما امروز گرم بود.بخاطر موهام بخاری رو الان روشن کردم.وای کاش خوابم نبره این بار...


دینای پر از دروغ...

ما را در سایت دینای پر از دروغ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: morad بازدید: 139 تاريخ: چهارشنبه 10 مهر 1392 ساعت: 20:38

صفحه بندی