یاد یاران سفر کرده(پایی که جاماند-نوشته ی سیدناصرحسینی پور-پست شانزدهم)

خرید بک لینک

قهرمانان ماندگار(شهیدان: فتاح عباسیمحمد اسلام پناهخداخواست جباریعرب علی دهبان زاده)

(فصل اول/جزیره مجنون-جاده خندق صفحات50-55-56-87)

...(در آخرین لحظات قبل از اسارت) چنان آتش شدید بود که وقتی عبدالعلی علیزاده و عبدالرحمن برهمن جنازه ی شهید فتاح عباسی را داخل کانال می کشاندند ، با انفجار خمپاره ای نقش زمین شدند. عبدالعلی و عبدالرحمن جنازه ی مطهرشان کنار شهید فتاح عباسی به زمین افتاد.صحنه ی غم انگیزی بود.شهید فتاح عباسی قبل از اینکه جان دهد، با صدای بلند این شعار را تکرار می کرد: تنها ره سعادت ، ایمان ، جهاد، شهادت. آنقدر این شعار را تکرار کرد که جوهره ی صدایش به ته رسید و جان داد.

... در تمام نقاط جاده بچه ها به صورت پراکنده با عراقی درگیر بودند...یکی از بچه ها که بعدها فهمیدم محمد اسلام پناه نام دارد ، سینه و صورتش بر اثر اصابت ترکش خمپاره آبکش شده بود. استخوان های دست راستش از آرنج خرد شده بود و از تشنگی و ضعف نای حرف زدن نداشت. یکی از قایق ها را خودش هدف قرار داد و با آرپی جی زد.سخت جان داد! وقتی زخم هایش را بستیم ، گفت:«جان ما فدای یک تار موی امام!» تا لحظه ای که جان داد،قرآن می خواند.

... سه فر از بچه ها در سنگر تیربار با قناسه هدف قرار گرفتند. جنازه هایشان کنار سنگر به زمین افتاد. یکی از آنها خداخواست جباری ، دوست سالار شفیع نژاد بود.

...عراقی ها مشغول پاکسازی جاده بودند. به جنازه ی مطهر شهدا تیر خلاص می زدند. در شعاع بیست متری پشت سر و رو به رویم جنازه ی تعدادی از بچه های گردان امام علی (ع) و گردان ویژه ی شهدا به زمین افتاده بود.

جنازه ی خدارحم رضوی و حسین پرویزی کنار سنگر به زمین افتاده بود. یکی از آنها را به اسم نمی شناختم.ترکش پهلویش را شکافته بود و خون مثل جویی کنارش راه افتاده بود.(بعدها که عکس شهدای جاده ی خندق را دیدم فهمیدم شهید عرب علی دهبان زاده است.)...


دینای پر از دروغ...

ما را در سایت دینای پر از دروغ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: morad بازدید: 137 تاريخ: دوشنبه 8 مهر 1392 ساعت: 20:26

صفحه بندی