

شهید مهدی اصغری اصل از شهدای گرانقدر روستایمان (علینظر) می باشند.که همسن وسالم می باشند.
درد دلی داشتم با شهید: در خاطراتم با شهید زمزمه ای داشتم بدین مضمون :
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
FA
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
FA
پرسیدی:
بعد از شهدا چه کرده ایم ؟
جوابت دادم :
شرمنده هیچ ،
از حرمت آلاله گفتیم و نوشتیم و گریستیم
در حالی که
پای مان روی لاله ها بود .
باورها را سوزاندند و باورهای نو ساخته اند.فقط دلخوشیمان به سرورو آقایمان سید علی فرزند زهرا (ع) است.
مهدی خندید و کفت: وصیتمان همان است . پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملکت نرسد.
گفتم :
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
FA
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
FA
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب نالة تلخی زد و بگریخت !
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
بی تواما..بی توامابه چه حالی من از آن کوچه گذشتم.
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
FA
شقایق وحشی آزاده است و تعلقی ندارد.
در دشتهای دور، لابهلای سنگها میروید و به آب باران قناعت دارد
تا همواره تشنه باشد و بسوزد.
داغدار است و گلبرگهای سرخش را نیز گویا به خون آغشتهاند.
شهید نیز آزاده است و فارغ، قانع، تشنه، سوخته دل و داغدار و غلطیده در خون
اما میان این دو چه نسبتی است؟ (شهیدآوینی)
آری مهدی جان شرمنده ام من هر موقع که به خوی می روم به مزار آنجا سری می زنم وبرسرمزارشما و شهید عوض عاشوری می نشینم و لختی درد دل می کنم وبعد...
شهدا ناظر اعمال و رفتار ما هستند .شادی روحشان صلوات
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
FA
ما را در سایت دینای پر از دروغ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: morad
بازدید: 115